بسم الله الرّحمن الرّحيم
((تا وقت باقي است بايد دست به راه سلوك الي الله زد.))لزوم استاد و شيخ
پس طالب را در اين مرحله نيز از رجوع به راهنما يا خليفه يا نائب آن يا فهم از كلمات آن چارهاي نيست .
و چون استنباط اين مرحله و استخراج دقائق آن و شناختن امراض نفسانيّه و معالجات آن و مصالح و مفاسد و مقدار دواي هر شخصي و ترتيب معالجۀ آن بخصوصه، چنانكه در انجام آن ضرور است، چونكه امري است بس خفي و دقيق، صاحب اين استنباط را عقلي بايد تامّ و نظري
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 20:52  توسط پریدخت حائری
|
بسم الله الرّحمن الرّحيم((تا وقت باقي است بايد دست به راه سلوك الي الله زد.))
- و چون شرح اين عوالم دوازده گانه را دانستي حال با تو شرح ميكنم طريق سلوك و مسافرت به آنها را بر سبيل اجمال أعانك اللهُ عليه و از براي زيادتي بصيرت به دو بيان با تو شرح می دهم .
در طريق سلوك و مسافرت الي الله به دو بياناول: بيان اجمالي در طريق سلوك الي اللهپس در بيان اوّل ميگويم كه:روي كلام من با كسي است كه به فكر طلب برآيد و بالمرّه غافل و ذاهل
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه نهم آذر 1386ساعت 0:37  توسط پریدخت حائری
|
بسم الله الرّحمن الرّحيم
((تا وقت باقي است بايد دست به راه سلوك الي الله زد.))ششم ، جهاد اكبر:و آن عبارت است از محاربه با جنود شيطان به معاونت حزب رحمن كه جُند عقل است .
هفتم ، فتح و ظفر بر جنود شيطان : و رهائي از تسلّط آن ، و خروج از عالم جهل و طبيعت ،
هشتم ، اسلام اعظم :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386ساعت 2:23  توسط پریدخت حائری
|
بسم الله الرّحمن الرّحيم
((تا وقت باقي است بايد دست به راه سلوك الي الله زد.))
شرح تفصيلي عوالم دوازده گانۀ مقدّم بر عالَم خلوص
- از آنچه گفته شد ظاهر شد كه مسافر را در راه دوازده عالم است به عدد بروج فلك و شهور سال و ساعات روز و شب و نُقَباي بني اسرائيل و خلفاي آل محمّد صلّي الله عليه وآله و سلّم. و اهل بصيرت را سِرِّ عدد معلوم ميگردد. و عوالم دوازده گانه به اين تفصيل است :
اوّل اسلام اصغر :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 20:26  توسط پریدخت حائری
|
بسم الله الرّحمن الرّحيم
((تا وقت باقي است بايد دست به راه سلوك الي الله زد.))
منازل چهل گانۀ عالم خلوص:پس مراد از آنها طیّ منازل استعداد و قوّه، و حصول اين مرحله تمام به ملكه فعليّت تامّه است. چه مثال ظهور قوّه و وصول آن به سرحدّ فعليّت مثال هيزم و انگشت است، كه در آنها قوّه ناريّت است ؛ پس چون قريب به نار شوند حرارت در آنها تأثير كند، و آناً فآناً بيشتر شود و به تدريج قوّه ناريّت قريب به فعليّت گردد، تا ناگاه فعليّت متحقّق و هيزم تيره و انگشت سياه روشن و شعلهور ميگردد. ولكن اين بدو ظهور فعليّت است و تمام فعليّت حاصل نشده و در بواطن آن فَحْميّت و حَطَبيّت مخفي و كامِن است. و به اندك بادي، يا دوري از نار، يا سبب ديگر اين
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 19:40  توسط پریدخت حائری
|
بسم الله الرّحمن الرّحيم
((تا وقت باقي است بايد دست به راه سلوك الي الله زد.))
معيار شناخت منافق از مومنپس هر گاه دل به مشاهده معنيِ آنچه به زبان ميگويد روشن نباشد، يعني ايمان نباشد منافق خواهد بود، و شناختن ديگران آن را به آثار و علامات دالّه بر بياعتقادي ميشود، چه مقتضاي شهادتين علم به وحدانيّت معبود و صدق به كلّ ما جاء به الرّسول است و اثر آن در ظاهر، ترك عبادت غير واحد و اطاعت كلّ ماجاء به الرّسول است. پس هر كه ديگري را بندگي كند منافق خواهد بود، و آن، گاه هوی و هوس خود باشد و گاه ابليس ظاهر است كه اين انكار، بر كسي نيست كه شيطان را خالق خود داند، چه چنين مذهبي در ميان بني آدم نشنيدهايم ؛ بلكه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 21:18  توسط پریدخت حائری
|
بسم الله الرّحمن الرّحيم
((تا وقت باقي است بايد دست به راه سلوك الي الله زد.)) خصوصيات و مقامات واصلان به مرتبه خلوص ذاتي(مخلَصين)به نصِّ كتاب الله سه منصب با هم از براي صاحب اين مرتبه ثابت است.
اوّل: آنكه از محاسبه محشر آفاقي و حضور در آن عرصه معاف و فارغ است: فإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ إِلَّا عِبَادَ اللَهِ الْمُخْلَصِينَ چه اين طائفه به توسّط عبور بر قيامت عُظماي أنفسيّه، حساب خود را پس دادهاند، پس حاجت به محاسبه ديگر ندارند .
دوّم: آنچه از سعادت و ثواب به هر كس عطا كرده ميشود در مقابل عمل و كردار اوست، مگر اين صنف از بندگان كه كرامت و الطاف برايشان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 15:8  توسط پریدخت حائری
|
بسم الله الرّحمن الرّحيم
معرفت اجماليه مقصدمقصد سالك و مراتب آنامّا معرفت مقصد كه اشاره به آن شده به قوله ظَهَرَتْ ينابيع الحِكْمَةِ مِن قَلبهِ، ميگوئيم كه: مقصد عالم حيات ابديّه است كه به لساني آنرا «بقاء به معبود» خوانند. و ظهور عيون حكمت كه علوم حقيقيّه هستند اشاره به آن است. چه علوم حقيقيّه و معارف حقّه روزيِ نفوس قدسيّه است كه از جانب ربّ ايشان به ايشان ميرسد، و رزق الهي از براي احياء ابدي است .
بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرْزَقُونَ. و وصول به اين عالم جامِع مراتب كماليّه غير محصوره است كه از آن جمله حصول تجرّد كامل به قدر استعداد امكاني
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 15:45  توسط پریدخت حائری
|
بسم الله الرّحمن الرّحيم
((تا وقت باقي است بايد دست به راه سلوك الي الله زد.))- نسبت انسان با قواي چهارگانه عقليه، وهميه، غضبيه و شهويه و همچنين در حديثي كه رسيده است كه از چهار جهت خانه هر كس تا چهل خانه همسايهاند . چون اين عدد تمام شد گويا از عالم هم جدا گشتند . و تأويل آن در مناسبت و جوار ، از جهاتِ قواي اربعه است ، كه عقليّه و وهميّه و شهويّه و غضبيّه است . و هر كه چهل مرحله از مراحل اين قوی از ديگري دور نشود از عالَم آن خارج نشده و با يكديگر
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 19:44  توسط پریدخت حائری
|
بسم الله الرّحمن الرّحيم
((تا وقت باقي است بايد دست به راه سلوك الي الله زد.))
- نسبت انسان با قواي چهارگانه عقليه، وهميه، غضبيه و شهويه
و همچنين در حديثي كه رسيده است كه از چهار جهت خانه هر كس تا چهل خانه همسايهاند . چون اين عدد تمام شد گويا از عالم هم جدا گشتند . و تأويل آن در مناسبت و جوار ، از جهاتِ قواي اربعه است ، كه عقليّه و وهميّه و شهويّه و غضبيّه است . و هر كه چهل مرحله از مراحل اين قوی از ديگري دور نشود از عالَم آن خارج نشده و با يكديگر جوار دارند .
پس اگر جوار و مناسبت در قوّه عقليّه مَلَكيّه است به زبان حال با يكديگر به اين مقال
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 17:30  توسط پریدخت حائری
|
درد: حالتي را گويند که از محبوب صادر شود و محب ودوستدار طاقت آنرا ندارد.
دست افشاندن: اشاره دارد به دست ازدنيا وآخرت برداشتن در راه معشوق.
دست زدن- کف زدن: محافظت ومراقبه وقت را گويند.
دف: طلب معشوق براي عاشق را گويند. طلبي که مقرون به شوق باشد.
دم: نفخه الهي است که تعبير به نفس الرحمن ميشود.
ذکر: در اصطلاح صوفيه ياد حق است خواه به زبان و خواه به دل.
رباب: نداي ارجعي که از محبوب به گوش محب وسالک مي رسد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 16:40  توسط پریدخت حائری
|
حقيقت سُلوك الي الله و مقصد آن و شرح منازل عالم خلوص و عوالم قبل و بعد از آن
خاصيت عدد چهل در ظهور استعدادات
به طرق عديده از سيّد رُسل و هادي سُبُل مرويست كه:
مَنْ أَخلَصَ لِلَّهِ أَرْبَعِينَ صَباحًا ظَهَرَتْ يَنابيعُ الحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَی لِسَانِهِ .
عبارات حديث مختلف وارد شده و معاني متّحد است .
خود به عيان ديدهايم ، و به بيان دانستهايم كه اين مرحلۀ شريفه از مراحل عدد را خاصيّتي است خاصّ ، و تأثيري است مخصوص ، در ظهور استعدادات ، و تتميم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 18:2  توسط پریدخت حائری
|
مقام والاي«توحيد»: اگر انسان بتواند تمام صفات رذيله را از خود دور کند و نفس خود را تزکيه نمايد و خود را نمونه انسان کامل بسازد و به مقام قرب الهي که آرزوي همه اولياء خدا است برسد.
او ولي خدا، او محبوب خدا، او از انصار خدا و او از ياران خدا مي گردد. او اگر موحد شود، يعني همه خواسته خود را خواسته واحدي قرار دهد و به (مقام توحيد) که همان يکي کردن تمام تمايلات نفساني و عقلاني برسد، به کمال حقيقي رسيده و خود را به (مقام توحيد) رسانده است.
مقام «وحدت»: وقتي سالک الي الله تمام صفات رذيله حيواني و شيطاني را از نفس خود تزکيه کرد و در کمالات آينه تمام نماي صفات و اسماء و افعال ذات اقدس متعال شده، به (مقام وحدت) رسيده و متخلق به اخلاق الله شده و بين خود و مولايش خداي تعالي و مظهرش حضرت (صاحب الامر) جدايي نمي بيند، آنچه مولا امر کند او هم همان را امر مي کند.
هر دو يک چيز را مي خواهند دست از پا خطا نمي کنند، و هر چه به محبوب نزديک تر مي شوند در تصرفات تکويني بي اراده تر و بي حرکت تر مي گردند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 14:5  توسط پریدخت حائری
|
مقام پر اهميت«اخبات»:مقام اخبات اولياء خدا در زمان نماز شب،از همه چيز خيالشان راحت است،آرام و آسايش دارند، و خداي تعالي به پيامبرش مي فرمود:به اينها که در مقابل پروردگارشان تسليمند و به آرامش کامل رسيده اند،بشارت بده.سوره حج آيه 34.
خوشا به حالشان،اعصابشان راحت،فکرشان راحت،خدايشان هميشه حمايتشان مي کند،محبوبشان هميشه دوستشان دارد،و آنها با او انس دارند و او را از صميم دل مي پرستند و دوست دارند و با او حرف مي زنند.خداي تعالي به اين اوليائش خيلي محبت دارد و بهشت خلد را جايگاه آنها قرار داده است.
مقام شامخ«اخلاص»:از رسول خدا پرسيده شد:«اخلاص»چيست؟ فرمود:من اين سوال را از جبرئيل پرسيدم. او گفت: خدا تعالي فرمود: اخلاص يکي از اسرار الهي است که خداي تعالي آن را در قلب بنده اي که دوستش دارد مي گذارد.
انسان بايد راه و روشش، دينش را ، اعمالش را، نيتش را براي خدا خالص کند.(سوره نساء آيه 145) اخلاص چيزي است که هم ممکن است کساني که از راه محبت به خدا به کمال رسيده اند داشته و هم کساني که از راه تقوي پيشرفته اند داشته باشند.
منبع:http://www.arvah.org/index.php?topic=5195.0
+ نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 21:6  توسط پریدخت حائری
|
مقام مقدس« اعتصام»:سالک الي الله وقتي به مقام رضا رسيد(معتصم بالله) مي شود،يعني چون با پروردگارش انس مي گيرد و او را
دوست مي دارد و او را مي شناسد و او را حاضر و ناظر مي بيند،خود را از هر گونه گناه،معصيت،عمل به مکروه و حتي ترک اولي نگه مي دارد،او حاضر نمي شود کوچکترين مخالفتي با محبوبش بنمايد.
زيرا معني(اعتصام) نگه داشتن خود است بوسيله شناختن خدا از هر گونه نقصي که منافات با انس حضرت حق داشته باشد.( سوره حج آیه 78). ...کسي که خود را بوسيله معرفت خود از بديهاي روحي و عملي نگه دارد،به راه راست هدايت شده است.(سوره عمران101).
مقام«حزن و خوف»:قرآن مي گويد:اولياء خدا نه خوفي دارند نه حزني آنها را مي گيرد سوره يونس آيه 62.آري اولياء خدا زير رداي پروردگار از هيچ چيز نمي ترسند،اگر بلاهاي دنيا به سر آنها فرود آرند،نه حزني آنها را مي گيرد نه خوفي آنها را فرا ميگيرد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 16:1  توسط پریدخت حائری
|
مقام والاي«تسليم»: مرحله تسليم بالاتر از مرحله توکل است زيرا کسي که به خداي تعالي توکل ميکند مايل است آنچه را که ميخواهد و دوست دارد،خداي تعالي همان را براي او انجام دهد.
ولي کسي که (تسليم) است،هر چه را که خدا ميخواهد،درباره او انجام دهد و او از خود خواستي ندارد.
اگر کسي واقعاً در مقام تسليم باشد بايد بيشتر از ديگران دعا کند و حتي جزئي ترين چيز را هم از خدا طلب نمايد.آري کسي که به جبر بخواهد پا به مقام تسليم بگذارد.
دچار مشکلات مي گردد ولي اگر کسي از راه خودش يعني از راه تزکيه نفس و انس با خداي تعالي به مقام تسليم خاص برسد.
طبعاً ايجاب مي کند با او حرف بزند خود را فقير و او را بي نياز مطلق بداند و عين آنکه تسليم است بسيار دعا کند و همه چيزش را از خدا تعالي بخواهد.
مقام شامخ«رضا»: هنگامي که محبتي در بين خداي تعالي و بنده اش به وجود مي آيد که هم خدا از بنده اش خوشنود است و هم بنده از خداي تعالي خوشنود، ولي درعين حال بايد اين دوستي و محبت از طرف فرد با عظمت از اين دو دوست اجازه اش صادر شود و لذا خودش مي فرمايد:«ارجعي الي ربک
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 0:53  توسط پریدخت حائری
|
مرحله« انس با خداي تعالي»: پس از آنکه سالک الي الله ماهها بلکه سالها در مرحله شکر بسر برد بايد حالات روحي اش طوري باشد که با خداي تعالي انس بگيرد،يعني هميشه با خدا حرف بزند.
آنچه مي شنود سخن خدا باشد آنچه مي بيند نشانه هاي خدا باشد او را به خود نزديکتر از رگ گردن بداند، خانه دلش خانه خدا باشد و کسي را در حريم الهي(دل) راه ندهد.
در دل جز به صفات الهي فکر نکند، از ذکر خدا ذائقه اش شيرين شود، محبوبش را دوست داشته باشد و بترسد از آنکه لحظه اي مبتلاء به فراق گردد. در ابتدا بايد قرآن زياد بخواند،دعا بسيار بخواند،کم کم بوسيله الهامات،خداي تعالي با او سخن مي گويد.وبه خداي تعالي توکل مي کند.
مقام شامخ«توکّل»:اگر کسي در دنيا به خدا(توکل)کند خداي تعالي در عالم برزخ هم وکيل او خواهد بود و همه کارها را خودش روبراه مي کند.بهترين اعمال در دنيا رسيدن به (مقام شامخ توکل)است.
همان گونه که تمام انبياء و اولياء الهي به خداي تعالي (توکل) کردند.قلب خود را با ريسمان(توکل) محکم بسته و خداي تعالي را وکيل خود قرار دهيد.
به به چه از اين بهتر که انسان وکيل مدافعي مثل خدا،وکيل نيرومندي مثل خدا داشته باشد وکيلي که
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 15:34  توسط پریدخت حائری
|
مراحل كمالات روحي
اگر کسي بخواهد به کمالات روحي برسد و از ملکوت عالم مطلع شود،اول بايد تزکيه نفس کند يعني مراحل تزکيه نفس را که براي پاکي روحش از آلودگيهاي روحي و نفساني عملي کند که وقتي خود را پاک نمايد و تهذيب نفس انجام شد،خود به خود به مراحل کمالات روحي که عبارتند از مرحله«شکر» و مرحله«انس با خدا» و مرحله«توکل» و مرحله«تسليم» و مرحله«رضا» و مرحله «اعتصام» و مرحله «حزن و خوف» و مرحله «اخبات» و مرحله «اخلاص» و مرحله«خلوص» و مرحله «توحيد»و مرحله «وحدت» و مرحله «فناء فی الله» قدم مي گذارد و مانند نردبان از آن بالا مي رود.
مرحله«شکر»:پس از آنکه سالک الي الله مراحل تزکيه را گذراند و صد در صد از آلودگيها پاک شد،حالتي به او دست ميدهد که مايل است در مقابل نعمت پر ارزش پاکي که خداي تعالي به او داده و اگر کمکهاي او نبود به هيچ وجه موفق نمي شد،دائماً شکر کند.
بعد از هر نماز سر به سجده گذاشته و ذکر ميخواند.بايد آن قدر در مرحله شکر بماند تا نشاطش ملکه و عادت او گردد و ديگر خوفي براي هيچ چيز نداشته باشد و مقصد او تنها و تنها ملاقات با پروردگار و بهشت عالم ملکوت باشد.
منبع:http://www.arvah.org/index.php?topic=5195.0
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 16:11  توسط پریدخت حائری
|
جام: اشاره دارد به دل صوفي. عالم هستي را نيز به جام تعبير ميکنند چون فيض حيات را از صاحب حيات دريافت کرده است.
جان : روح انساني است . کنايت از نفس رحماني وتجليات حق است.
جان افزا : بقا و ماندگاري سالک است به اين صفت و فنا در وي راه ندارد.
جبروت : حدفاصل ميان جهان ملک وملکوت را گويند.
جذبه: نزديک شدن انسان است به تقريب عنايت الهي. سالک به حضرت حق به مقتضاي عنايات حق نزديک ميشود بدون رنجش وسعي خودش.
جرس: خطابيست از سر قهر.
جرعه: تجلي وجودي را گويند. اسرار مقامات وجميع حالات که در سير وسلوک از سالک پوشيده است
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 16:12  توسط پریدخت حائری
|
علت اساسي ظهور و رواج تصوف در ايران اينست که ايرانيان در نتيجه قرنها زندگي در تمدن مادي و معنوي بالاترين پيشرفت ها را کرده و به عاليترين درجه رسيده بودند. در زيبا شناسي بر همه ملل آسيا برتري داشتند و هنرهاي زيبا مانند نقاشي، پيکر تراشي و موسيقي و هنرهاي دستي در فلز سازي و بافندگي و صنايع ديگر به حد کمال رسيده بودند. تضييقات و محدوديت هايي که پي از دوران ساساني در ايران پيش آمد با طبع زيبايي پسند ايراني که ذوقيات را در چند قرن از نياکان خود ارث برده بود و يادگار گرانبهايي مي دانست سازگار نبود، در پـي مـسـلـک و طريقه اي مي گشت که اين قيدها را درهم نوردد و آن آزادي ديرين را دوباره بدست آورد. تصوف بهترين راه گريز براي رسيدن به اين آزادي فکري بود، بهمين جهت از آغاز متصوفه ايران سماع و موسيقي و رقص را که ايرانيان به آن خو گرفته بودند نه تنها مجاز و مباح ميدانستند، بلکه در برخي از فرق تصوف آنها را نوعي از عبادت و وسيله تقرب به مبدأ و تهذيب نفس و تصفيه باطن شمردند و از آغاز کتابها و رسايل درباره مباح بودن سماع پرداختند.
حتي متشرعان بزرگ ايران مانند غزالي در (احياء علوم الدين) و (کيمياي سعادت) در اباحت آن بحث کرده
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 23:6  توسط پریدخت حائری
|
عرفان معجوني شگفت انگيز از مکتب هاي مختلف فلسفي جهان است. در عرفان عقايد برهمن ها، بودائي ها، رواقيان، نسطوريان، مهريان، عقايد مسلمانان زاهد، عقايد افلاطونيان جديد و حتي نکاتي از آئين زرتشت مي توان يافت.
از کلمه عرفان "ميستيک" يا "ميستيسيزم" يا "گنوسيسم" که با معني "مرموز، پنهاني، مخفي" است و به فارسي آن را "عرفان" ترجمه شده، بطور متداول و معمول جهان بيني ديني خاصي مفهوم مي گردد، که امکان ارتباط مستقيم و شخصي و نزديک (و حتي پيوستن) و وصل آدمي را با خداوند، از طريق آنچه به اصطلاح: "شهود" و "تجربه باطن" و "حال" ناميده ميشود جايز و ممکن الحصول ميشمارد.
انديشه مندان نوع انسان به دو دسته منقسم ميشوند. دسته اي معتقد به حقيقت اين عالمند و مي گويند آنچه به وسيله حواس ما درک ميشود به ذات خود قائم است، و با زوال ما زوال نمي پذيرد. گروه ديگر به حقيقت اين عالم معتقد نيستند و مي گويند: جهان خارج، مجموعه ايست از تصورات ما؛ به عبارت ديگر: مجموعه اي از معاني ذهني است که بذات خود حقيقت ندارد و اگر وجودي دارد در ذهن
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 0:14  توسط پریدخت حائری
|
آب حيات : چشمه ايست در ظلمات که هر کس از آن بنوشد زندگي جاويد پيدا ميکند.کنايه از چشمه عشق ومحبت است.
آب حيوان : تابش انوار وتجليات الهي را گويند.
آغوش : دريافت رموز واسرار الهي را گويند.
آن : حد فاصل ميان گذشته و آينده.
آينه : قلب انسان کامل است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 3:29  توسط پریدخت حائری
|
عرفان درلغت به معناي شناسايي است كه خوداين لغت عرفان هم ازماده عرف مشتق شده است ودراصطلاح عبارت است ازروش وطريقه اي ويژه براي دستيابي وشناخت حق با قدم قلب وشهود وگام دل وتهذيب نفس .
بوعلي سينا درمقام تعريف عارف وفرق ميان او با هريك اززاهدوعابد مي گويد:((آنكه ازتنعّم دنيا روي گردانده است زاهد ناميده مي شود وآنكه برانجام عبادات مانند نمازوروزه و.....مواظبت دارد؛ عابدخوانده مي شود؛وآنكه ضمير خود
را ازتوجه به غير حق باز داشته ومتوجه عالم قدس كرده تانورحق بدان بتابد، به نام عارف شناخته مي شود.البته گاهي دو يا هرسه عنوان دريك نفرجمع مي شود))
ايشان دردنباله كلام خود درباره هدف وغرض عارف مي گويد:
((عارف حق را مي خواهد براي حق نه براي چيزي غير حق وهيچ چيز رابرمعرفت حق ترجيح نمي دهد،و
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 3:22  توسط پریدخت حائری
|